زيبايی

عيدفطرتون مبارك باشه.
آنگاه شاعري گفت با ما از زيبايي سخن بگو.
و او پاسخ داد:
زيبايي را در كجا مي جوييد و او را چه گونه مي يابيد. مگر آنگاه كه او خود راه و راهبر شما باشد؟ و چه گونه از او سخن مي گوييد، مگر آنگاه كه او خود بافندهء سخنان شما باشد؟
غم ديدگان و آزردگان مي گويند" زيبايي مهربان و ملايم است; مانند مادر جواني كه نيم شرمنده از شكوه خود در ميان ما راه مي رود."
و شوريدگان مي گويند " نه، زيبايي از جنس قدرست است و هراس. مانند طوفان زمين زيرپا و آسمان بالاي سر ما را مي لرزاند."
خستگان و فرسودگان مي گويند " زيبايي از جنس زمزمهء نرم است و در روح ما سخن مي گويد. صدايش در برابر سكوت هاي ما وا مي رود، مانند پرتو ضعيفي كه بيم از سايه مي لزرد."
... اما براستي نه از زيبايي بلكه از نيازهاي برنيامده سخن گفته ايدو زيبايي نياز نيست، خوشي محض است. نه كامي است تشنه و نه دستي ست تهي و دراز كرده. زيبايي دلي ست برافروخته و روحي ست سرمست شده. زيبايي نقشي نيست كه بنگريد يا نوايي كه بشنويد، نقشي است كه با چشم بسته هم مي بينيد و نوايي ست كه با گوش بسته هم مي شنويد. نه شيره اي ست كه در شيار درختي جاري شود، و نا بالي كه به چنگالي بسته باشد. زيبايي باغي ست هميسه بهار و دستهء فرشتگاني هميشه در پرواز. ...
زيبايي زندگي ست، آنگاه كه پرده از رخسار شاك خود بر مي دارد. اما نه زندگي شماييد و پرده شما. زيبايي هستي سرمدي ست كه روي خود را در آينه مي نگرد. اما هستي سرمدي شماييد و آينه شما. جبران‌خلیل‌جبران(پیامبر و دیوانه ترجمه:نجف دریابندی)
مطلب خيلی لطيفی بود، حيفم اومد براتون اینجا نيارمش.

/ 0 نظر / 8 بازدید