هجرت

آن هجرت عظيم در راه حق آغاز شد و قافله عشق روي به راه نهاد، آري آن قافله، قافلهء عشق است و اين راه، راهي فراخور هر مهاجر در همهء تاريخ.
هجرت مقدمهء جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نيست كه راهي جز اين درپيش گيرند، مردان را سزاوار نيست كه سر و سامان اختيار كنند و دل به حيات دنيا خوش دارند آن گاه كه حق در زمين مغفول است و جهال و فساق و قداره بندها بر آن حكومت مي كنند.
اي رازداران خزاين غيب، سكوت حجاب را بشكنيد و مهر از لب فروبستهء اسرار برگيريد و با ما سخني بگوييد. آه از اين دلسنگي كه ما صم بكم مي خواهد... آه از دلسنگي!


آه ياران! اگر در اين دنياي وارونه. رسم مردانگي اين است كه سربريدهء مردان را در تشت طلا نهند و به روسپيان هديه كنند، بگذار اينچنين باشد. اين دنيا و اين سرما!



آقامرتضي‌ـ‌فتح‌خون

هل سقی ابونا؟

/ 0 نظر / 9 بازدید