يه دوشنبهء خوب

:: خيلی خوشحالم که داری ميری سفر. چون واقعا احتياج داری بهش. اين دو سه روز فکر زياد کردم و چيزای مختلفی رو با هم سبک سنگين کردم. رفته بودم پیش آقا مصطفی یه سری بهش بزنم، گیر داده بود که صادق چی شد. خیلی پیگیر بود.

:: يه فال امروز گرفتم که خيلی مصفی بود. خدا رحمتش کنه اين حافظ رو.
چرا نه در پی عزم ديار خود باشم چرا نه خاک سر کوی يار خود باشم
غم غريبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهريار خود باشم
ز محرمان سراپردهء وصال شوم زبندگان خداونگار خود باشم
چو کار عمر نه پيداست باری آن اولی که روز واقعه پيش نگار خود باشم
ز دست بخت گران خواب و کار بی سامان گرم بود گله راز دار خود باشم

:: برادر بيتا، ممنون اينجوری هام نيست که شما می گيد. هرچی خدا بخواد همون ميشه. همه کارهای خدا هم توش خيره حتی اگه به نفع ما نباشه.

/ 1 نظر / 9 بازدید
m o h a m m a d

سلام آقا اينو کسی نخونه منو صادق ميخواهيم حرف خصوصی بزنيم آقا صادق ۲۱ بهمن پارسال یادته البته اين ربطی به حرفه الانم نداره آقا صادق بس کن بيا بيرون از رويا اين مسخره بازیها چيه خودتو درگيرش کردی عشق يعنی چی ميشه بگی بسسس کننن ما کاره مهم تری هم داریم یادته مثله الاغ رفتیم و اومدیم ۲۰ روزه دیگه وقتهشه امسال نرفتیم اما بودن کسانی که پارسال با ما بودنو الان اونجان