بی عنوان يعنی همه چيز

قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود
ورنه هيچ از دل بيرحم تو تقصير نبود
من ديوانه چو زلف تو رها مي كردم
هيچ لايقتر از حلقهء زنجير نبود
يارب اين آينه حسن چه جوهر دارد
كه در او آه مرا قوت تاثير نبود
سر زحسرت بدر ميكده ها بر كردم
چون شناساي تو در صومعه يك پير نبود
نازنين تر ز قدت در چمن ناز نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصوير نبود
تا مگر همچو صبابا به كوي تو رسم
حاصلم دوش بجز نالهء شبگير نبود
آن كشيدم ز تو اي آتش هجران كه چو شمع
جز فناي خودم از دست تئ تدبير نبود
آيتي بود عذاب انده حافظ بي تو
كه بر هيچ كسش حاجت تقصير نبود

امروز. الان يعني ساعت 11 و نيم . نفس كشيدنم برگشت به يه دوراني. ضربانم رفت. بعد از مدتها. بعد از مدتها. بعد از مدتها. لرز گرفتم. مي فهمي. برق تمام وجودمو گرفت. ياد يه چيزايي افتادم. من هنوز.
چندين بار سعي كردم. آخرين بار قبل از رفتنم خواستم كه ازت ... بطلبم. اما. اما نتونستم. صادق خيلي.
من. مي دونستم كه تويي. از همون اول تو رو مي ديدم. چند بار هم تو چيزايي كه برام مي نوشتي و حرفات تو دلم مي گفتم وقتي اون پيامهاي بقيه رو مي خونه. چي فكر مي كنه. مي گه همه چي تمام شده. همي چيو تموم كرده. اما زود قضاوت كردي. اين بار تو زود قضاوت كردي. من همونم. يادته بهم مي گفتي اينقدر ...ر نكن. بخاطر خيلي چيزا خودمو اينجوري تو كار غرق كردم. مي دونی چرا كه. اینجوری خودمو فراموش می کنم و کمتر به خودم فکر می کنم.
سرت بالا بگير. بلند شو.
امروز از بعداز ظهر يه سردرد عجيبي داشتم، كه دارم. الان ديگه سرم هم قيچ مي ره.
............. .

/ 1 نظر / 11 بازدید
بيتا

آقا صادق ما منتظر خداحافظي و حلاليت نبوديم كه.حالا كه حلاليت نطلبيدي هيچ! كه ما بزرگوارتر و كريم تر (البته نه از نوع كريم تركه) از اين حرفها هستيم كه خودتو بعضي اوقات حوالي ساعات ۵/۱۱ مكدر مي‌كني. مرد مومن لااقل سوغاتي مي‌آوردي مظهر جود و سخا!يك مهماني مفصل ميگرفتي ،چشم روشني هم يادمون نمي رفت.ان شاء الله عروسيت دعوتمون كن.