چيز سخيفی به نام عشــق

ديالوگ
[مکان: وسط حيات/مرد۱:مشغول کندن زمين/مرد۲ روبروی مرد۱/نور آفتاب و کمی ابر/ دوربين: ثابت/نما: لانگ شات]

- فلانی: .... [تلق تلق صدای کلنگ] ببين تا حالا عاشق شدی؟
-فلونی: من. هی آره. چند وقت پيش بودم. ولی زياد هم نبودم. يعنی يه ذره بودم.
-فلانی: .... [تلق تلق صدای کلنگ] يعنی بودن و نبودنش برات مهم نبوده؟
-فلونی: نه ابدا
-فلانی: خاک بر سرت بدبخت!
-فلونی: چرا؟
-فلانی: آخه عاشق نبودی که بيچاره فقط حس مي كردي دوستش داري. حالا اسمش چي بود؟
-فلوني: ببري.
-فلاني: چي؟ ببري؟ اسم مثلا عشقت ببري بود؟
-فلوني: آره ديگه بابا. اسم گربم بود. بعد هم ترتيبشو دادن حامله شد از پيشم رفت.
-فلاني: گرفتي ما رو.
-فلوني: چرا؟ مگه چي گفتم.
-فلاني: .... [نماي بسته] نه ديونه. منظورم عشق واقعيه. يعني اينكه يكيو تا سرحد مرگ دوست داشته باشي. براش بميري. ...ماليشو كني. براش بميري. موهاتو بخاطرش بلندكني.بدن اجازه آب نخوري كه هيچي حتي دستشويي هم نري. اگه اين كارها را كردي شايد بشه بهت بگن داره عاشق ميشي. بدون عشق كه نميشه زندگي كرد.
فلوني: .... [از نماي بسته به نماي باز] اااااااااااااااااااا. پس كه .پس من .. من بايد عاشق بشم.

......... فلوني بر ميگرده پيش خانمش
[لوكيشن: خانه-آشپزخانه/ نور:محيطي]
فلوني: [نماي بسته رو به سيستانا همسرش يك گل گلايل وحشي هم در دستش] سيستانا امروز تو قلبم حس مي كنم يه گل دراومده. بييييييييييا اين هم گلي كه تو قلبمه. گل عشق. من عاشقت شدم.
سيستانا:[نماي لانگ با كنتراست بالاي نور] فلوني من هم عاشقت شدم.
فلوني: سيستانا ديگه بدون اجازت آب نمي خورم. نفس مي نمي كشم. سيستانا اي ماه پاره من. من فداي تو. واي كه چقدر گلي.

......... كادر به اشك هاي داخل چشم ماهي قرمز بسته مي شود.

اين عشق چه چيز خوبيه. كلي برنامه پر مي كنه. كلي باعث مي شه آدم چيزهاي خوب ياد بگيره. فيلم هاي خوب بسازه. باعث ميشه كلي دقيقه فيلم و كليپ و سريال و غيره بسازيم. (وغيره اش خيلي مهم تر از بقيه اشه) آدم مي تونه بعد از ديدن يك نون سوخته عاشق بشه يا حتي با ديدن دو تا گربه كه دارن با هم بازي مي كنند.
حافظ و سعدي هم غلط كردن كه عشق و عاشقي و سخت مي دونستند. فرهاد بيخود كرده اينقدر ديوار كوه رو كنده. مگه نمي دونسته بايد محيط زيست رو حفظ كرد.

از بحث خارج نشم. اين روز ها اينقدر اين جمله رو شنديم و خوندم كه حالم داره بهم مي خوره.
تو راديو.تو تلويزيون. هر سريالي كه پخش ميشه. هر فيلمي كه تو سينما ميرم. هر وب لاگي هم كه مي خونم. مرده شور خودشونو با عشقشون ببرن.
پسرنشسته بود دوستش مي گه چرا تو فكري؟ مي دوني راه حلت چيه باي عاشق بشي.
بابا اول ببين دردش چيه بعدش براش نسخه بنويس.
هرجا كه مطلب كم ميارن مي گن اي بابا بايد عاشق باشي. لابد بايد عاشق باشي كه به فهمي اين مملكت چه جوري اداره ميشه. يا اينكه بفهمي چرا يه دختربچه چزقلييه عالمه چوق خرج پك آرايشش مي كنه و ... . اينكه چه جوري اين همه بي عرضه گي داريم. اينكه مسئولين به فكر همه چي هستند غير از ايران. همه اينها با عشق قابل توجيه.

شنوندگان محترم (با صداي نازك و عشوه راديويي) : آيا تا به حال عاشق شده ايد؟ محاسن خيلي زيادي داره عاشق بودن. ....... دنگ دينگ .....


فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم --- بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق --- كه در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود --- آدم آورد در اين دير خراب آبــــــــادم

/ 3 نظر / 13 بازدید
فاطمه

salamjaleb boodkhob inam ye jooreshe digeshad bashi

سخيف

عشق=سخيف !!!

سلام

كل يوم عاشوراوكل ارض كربلا.اين سخني ست كه پشت شيطان راميلرزاندو ياران حق رابه فيضان دائم رحمت او اميدوار مي سازد.ياران شتاب كنيد قافله درراه است.مي گويندكه گناهكاران رانميپذيرند.آري گناهكاران رادراين قافله راهي نيست...اماپشيمانان را ميپذيرند.