کربلا غوغاست امشب >< شب عاشوراست امشب


امشبي را شه دين در حرم اش مهمان است
صبح فردا بدنش زير صم اسبان است
مكن اي صبح طلوع


آل كسا در انتظار خامس خويشند، تا روز بعثت به غروب عاشورا پايان گيرد و خورشيد رحمت نبوي در افق خونين تاريخ غروب كند و شب آغاز شود ... شب نقمتي كه در باطن رحمت حق پنهان بود; شبي دراز و ديجور; شب ظلمتي كه نور، تنها از اختران امامت مي گيرد، و چقدر اين اختران از كرهء زمين دورند!
و ما اينجاييم. بر اين سفينه سرگردان آسماني، در سفري دراز و دشوار ... در سفري هزار و چهارصد ساله. اختران نورند، نو مطلق; اين تويي كه اينجا، بر كرانه آسمان، در دريغ نور، وامانده اي بال شكسته و جز سوسويي دور به تو نمي رسد. اما در باطن اين نقمت نيز فرزند رحمتي است كه ميان رنج وخون پاي بر سيارهء زمين مي نهد .... سيارهء رنج! و اين تويي كه اكنون مسافر سفر بلند شب كه در اشتياق روز، چشم به افق طلوع دوخته اي و انتظار مي كشي. اگر شب نبود و اگر شب، آن همه بلند و ژرف نبود.
گل وجود آدمي خاك فقر است كه با اشك آميخته اند و در كوره رنج پخته اند. زينب كبري (ع) گنجينه دار عالم رنج است. او را اينچنين بشناس! او محمل گرانبارترين رنج هايي است كه در اين مباركه نهفته است: لقد خلقنا الانسان في كبد. او وارث بيت الاحزان فاطمه است و بين الاحزان قبله رنج آدمي است.

فتح خون/سيدمرتضی آوينی

/ 2 نظر / 29 بازدید
بيتا

حسين ناخداي سفينه امن و عشق و رهايي، شور و شعور، كمال و جمال، ايثار و فداكاري. و كربلا... تجليگاه همه خوبيها و نمايشگاه تمام زيباييها. حسين وارث آدم تا خاتم، چكيده خلقت وعصاره آيههاي بي منتهاي الهي. حسين سند جاودانه شرافت و پاكي، غيرت و مردانگي و حديث زيباي حق جويي و حق پويي. حسين حقيقت ايمان و ناب ترين پيوند انسان و خدا، انسان و مردم، انسان و مسئوليت، و بار ديگر محرم و شور و شعور حسيني و نمايش دلبستگيهاي حسينيان با مراد و مقتداي خويش. عقيله بني هاشم،عمه جان زينت، هر كس به كربلاي حسينت راه يافته باشد، و حوادثي كه در تاريخ برايش نقل كرده اند را با اماكن مقدس تطبيق دهد و در ذهنش مصائب باز‌آفريني كند، و به حرم شريف تو بيايد، مي‌داند كه سرگشتگي و پريشانيت از چيست ...به حق مضطر كربلا‌ اللهم العجل لوليك الفرج

2020

سلام اون ساعت دوم که گفتی من نيستم ۲:۳۰. اگه تونستم عصر . ولی اصلا اصلا قول نمی دم منتظر نباش .